اسرار . . .
ُ؛ آیا آن كسی كه موجودات را آفریده، از حال آن‌ها آگاه نیست؟! در حالی كه او (از اسرار دقیق) با خبر و آگاه است!» (ملك، 14)

بازدید : مرتبه
تاریخ : 1389/04/15
سرعت فرار                                      

منبع: پارس اسكای


تا كنون به این فكر كرده اید كه برای فرار از كره خاكی و رفتن به بالاهای آسمان یا در بیان بهتر همان فضا به چه سرعتی نیاز داریم؟ 

تا كنون به این فكر كرده اید كه برای فرار از كره خاكی و رفتن به بالاهای آسمان یا در بیان بهتر همان فضا به چه سرعتی نیاز داریم؟ برای باز كردن بهتر مسئله بهتر است بدانیم برای گریز از جاذبه زمین به سرعتی نیاز دارم كه سرعت فرار نام دارد این سرعت برای هر وسیله ای مقداری خاص محاسبه می شود كه با یكی از روابط فیزیكی كه آن را ذكر خواهیم كرد بدست می آید، از همین رابطه سرعت مورد نیاز برای غلبه به جاذبه زمین برای فضاپیماهای مختلف را بدست می آورند. در این رابطه داریم :

این فرمول عبارت می شود از : - Ve  كه همان سرعت فرار نام دارد كه بر حسب متر بر ثانیه محاسبه می شود. - G ثابت جهانی گرانش است كه مقدار آن برابر 11-10 * 6.67 می باشد. - M جرم جسم بزرگ بر حسب كیلوگرم می باشد. - d نیز فاصله مورد نظر بر حسب متر می باشد. حال برای درك بهتر این فرمول و نحده استفاده از آن مسئله ای ساده و جالب را مورد بررسی قرار می دهیم : - فضاپیمای آپولو 11 برای ترك زمین به سمت فضا حداقل به چه سرعتی نیاز داشت؟ این مقدار سرعت برابر 38624.256 كیلومتر بر ثانیه است و فضانوردان آپولو 11 با چنین سرعتی از زمین خارج شدند كه در مقایسه سرعت پیشرفته ترین جت های امروزی مقداری بسیار زیاد است، البته فضانوردان از قبل برای تحمل چنین فشارهایی آموزش های لازم را می بینند و تمرینات و مراحل زیادی را طی می كنند تا در چنین ماموریت های دشواری دچار آسیب نشوند.حال شما نیز می توانید مسئله های زیادی را در این زمینه حل كنید، حتی می توانید محاسبه نمایید كه اگر روزی خواستید تنهایی از زمین خارج شوید به چه سرعتی نیاز دارید.

منبع www.cosmos.co.sr
نویسنده  ایلیا تیموری
نقل از http://www.hupaa.com



طبقه بندی: دانستنیهای مکانیک و ترمودینامیک،  بانک اطلاعات مکانیک و ترمودینامیک، 
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1389/04/15

از واگن در حال حركت چگونه باید پرید؟  

اگر از كسی سوال كنید كه از واگن در حال حركت چگونه باید پرید؟ چنین جوابی خواهید شنید: رو به جلو. اما اگر از او بخواهید كه درباره پاسخ خود توضیح دهد، او با اعتماد كامل شروع به استدلال می‌كند و اگر شما حرف او را قطع نكنید، خودش به زودی سكوت اختیار می‌كند، زیرا بنابر قوانین سرعت نسبی واقعا او باید به عقب بپرد.

هنگام پریدن چه اتفاقی می‌افتد؟

وقتی ما از واگن در حال حركت می‌پریم، بدنمان دارای همان سرعت واگن است و به جلو حركت می‌كند، (طبق قانون اول نیوتن: اگر برآیند نیروهای وارد بر جسمی صفر باشد، اگر آن جسم ساكن باشد، ساكن می‌ماند و اگر متحرك باشد به حركت یكنواخت خود ادامه می‌دهد) پس وقتی به جلو می‌پریم، نه تنها این سرعت را از بین نمی‌بریم، بلكه آن را افزایش می‌دهیم.

از اینجا نتیجه می‌شود كه باید به عقب پرید نه به جلو و در جهت حركت واگن، زیرا ضمن پریدن به عقب سرعت حاصله از پرش از سرعتی كه بدن ما با آن حركت می‌كند (سرعت قطار) ، كم می‌شود در نتیجه بدن ما پس از تماس با زمین با نیروی كمتری به جلو خواهد افتاد.

به عقب نپرید!

اصل مطلب در ناتمام گذاشتن توضیحات است، ما چه به جلو بپریم و چه به عقب ، خطر افتادن ما را تهدید می‌كند. اهمیت اصلی مساله در این است كه خطر افتادن به جلو از خطر افتادن به عقب كمتر است. در مورد اول ما با یك حركت عادی پا را جلو می‌گذاریم و چنانچه سرعت واگن زیاد باشد، چند قدم می‌دویم و بدین وسیله از افتادن جلوگیری می‌كنیم. اما هنگام افتادن به عقب این حركت نجات‌بخش پاها وجود ندارد و به همین دلیل خطر به مراتب بیشتر است. این مطلب نیز اهمیت دارد كه وقتی ما به جلو به زمین می‌خوریم، با قرار دادن دستها به جلو كمتر از زمین خوردن به عقب صدمه می‌بینیم.

پریدن از واگن با یك ساك

روشن است كه آنچه گفته شد برای اجسام بی‌جان صادق نیست و خطر شكستن یك بطری وقتی از یك واگن در حال حركت به جلو ، به عقب پرتاب شود، كمتر از حالتی است كه بطری به جلو (در جهت حركت واگن) پرتاب شود.

پس چنانچه لازم باشد به دلیلی از واگن بپرید و بخواهید قبلا باری را كه با خود دارید پرتاب كنید، باید بار را به عقب پرتاب كنید و خودتان به جلو بپرید.

ایجاد شده توسط: حسین خادم

منبع: دانشنامه رشد

نقل از http://www.hupaa.com



طبقه بندی: دانستنیهای مکانیک و ترمودینامیک،  بانک اطلاعات مکانیک و ترمودینامیک، 
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1389/04/15
طرز كار راكت های فضایی
طرز كار راكت های فضایی
یکی از عجیب ترین کشفیات انسان دسترسی به فضا است که پیچیدگی و مشکلات خاص خود را دارد. راه یابی به فضا پیچیده است، چرا که باید با بسیاری از مشکلات روبرو شد. مثلا وجود خلا در فضا و ...

طرز كار راكت های فضایی

ترجمه: محمد ش. محمدی

 

مقدمه:
یكی  از عجیب ترین كشفیات انسان دسترسی به فضا است كه پیچیدگی و مشكلات خاص خود را دارد. راه یابی به فضا پیچیده است، چرا كه باید با بسیاری از مشكلات روبرو شد. مثلا:

- وجود خلا در فضا

- مشكلات گرما و حرارت

- مشكل ورود مجدد به زمین

- مكانیك مدارها

- ذرات و باقی مانده های فضا

- تابش های كیهانی و خورشیدی

- طراحی امكانات برای ثابت نگه داشتن اشیا در بی وزنی

ولی بزرگترین مشكل ایجاد انرژی لازم برای بالا بردن فضاپیما از زمین است كه برای درك این موضوع باید به بررسی طرز كار موتورهای موشك پرداخت.

در یك دیدگاه ساده، می توان موتورهای موشك را به آسانی و با هزینه ای نسبتا كم طراحی كرد و حتی آن را به پرواز درآورد اما اگر بخواهیم مسئله را در سطح كلان بررسی كنیم با مشكلات و پیچیدگی های بسیاری مواجه هستیم و این موتورهای موشك (و به خصوص سیستم سوخت آن ها) آنقدر پیچیده است كه تا به حال تنها سه كشور توانسته اند با استفاده از این فناوری انسان را در مدار زمین قرار دهند.

در این مقاله ما موتورهای موشك های فضایی را مورد بررسی قرار می دهیم تا با طرز كار و پیچیدگی های آن ها آشنا شویم.

 

نكات پایه ای:

عموما وقتی كسی درباره موتورها فكر می كند، خود به خود مطالبی درباره چرخش برایش تداعی می شود.برای مثال حركت متناوب پیستون در موتور بنزینی كه انرژی چرخشی برای به حركت در آوردن چرخ ها را تولید می كند. و یا موتور الكتریكی كه با تولید میدان الكتریكی كه با تولید میدان مغناطیسی نیروی چرخشی برای پنكه یا سی دی رام تولید می كنند. موتور بخار هم به طور مشابه كار می كنند.

ولی موتور موشك از لحاظ ساختار متفاوت است. موتور موشك ها موتورهای واكنشی هستند.اساس كار موتور موشك برپایه ی قانون معروف نیوتون است كه می گوید: "برای هر كنش واكنشی وجود دارد به مقدار مساوی ولی درجهت مخالف آن". موتور موشك نیز جرم را در یك جهت پرتاب می كند و از واكنش آن در جهت مخالف سود می برد.

البته تصور این اصل (پرتاب جرم و سود بردن از واكنش) ممكن است در ابتدا كمی عجیب به نظر بیاید، چرا كه در عمل بسیار متفاوت می نمایاند. انفجار، صدا و فشار چیزهایی است كه در ظاهر باعث حركت موشك می شود و نه "پرتاب جرم".

 

بگذارید تا با بیان چند مثال تصویری بهتر از واقعیت را روشن كنم:

 

● اگر تا به حال با اسلحه ی(به خصوص سایز بزرگ آن) shotgun شلیك كرده باشید،  متوجه می شوید كه ضربه ی بسیار قوی ای، با نیروی بسیار زیاد به شانه شما وارد می كند.

یك اسلحه مقدار 1 انس فلز را به یك جهت و با سرعت 700 مایل در ساعت شلیك می كند و در واكنش شما را به عقب حركت می دهد.

 

● اگر تا به حال شیر آتش نشانی را دیده باشید، متوجه می شوید كه برای نگه داشتن آن باید نیروی بسیار زیادی را صرف كنید (اگر دقت كرده باشید گاهی 2 یا 3 آتش نشان یك شیر را نگه می دارند) كه در این جا شیر آتش نشانی مثل موتور موشك عمل می كند.

شیر آتش نشانی، آب را در یك جهت پرتاب میكند و آتش نشان ها از نیرو و وزن خود استفاده می كنند تا در برابر واكنش  آن مقاومت كنند. اگر آن ها اجازه بدهند تا شیر رها شود، شیر به این طرف و آن طرف پرتاب می شود.

حال اگر آتش نشان ها روی یك اسكیت برد ایستاده باشند شیر آتش فشانی آن ها را با سرعت زیادی به عقب می راند.

 

● اگر یك بادكنك را باد كنید و آن را رها كنید، بادكنك  به پرواز در می آید، تا وقتی كه هوای داخل آن به طور كامل خالی شود. پس می توان گفت كه شما یكم موتور موشك ساخته اید. در این جا چیزی كه به بیرون پرتاب می شود مولكول های هوای درون بادكنك هستند.

بسیاری از مردم فكر می كنند كه مولكول های هوا اهمیتی ندارند، در حالی كه اینطور نیست. هنگامی كه شما به آن ها اجازه می دهید تا از دریچه بادكنك به بیرون پرتاب شوند، بر اثر واكنش به وجود آمده بادكنك به جهت مخالف پرتاب می شود.

 

در ادامه برای درك بهتر موضوع، به مثالی دقیق تر اشاره می كنم:

 

● سناریوی توپ بیسبال در فضا:

شرایط زیر را تصور كنید،

مثلا شما لباس فضانوردان را پوشیده اید و در فضا در كنار فضاپیما معلق مانده اید و  چندین توپ بیسبال در دست دارید. حال اگر شما توپ بیسبال را پرتاب كنید، واكنش آن بدن شما را به جهت مخالف توپ حركت می دهد.

سرعت شما پس از پرتاب توپ به وزن توپ و شتاب وارده بستگی دارد. همانطور كه می دانیم حاصلضرب جرم در شتاب برابر نیرو است، یعنی:

F=m.a

همچنین میدانیم كه هر نیرویی كه شما به توپ وارد كنید، توپ نیز نیرویی مساوی ولی در جهت مخالف به بدن شما وارد میكند كه همان واكنش است. پس می توان گفت:

m.a=m.a

حال فرض می كنیم كه توپ بیسبال 1 كیلو گرم وزن داشته باشد و وزن شما و لباس فضایی هم 100 كیلوگرم باشد. پس با این حساب اگر شما توپ بیسبال را با سرعت 21 متر در ساعت پرتاب كنید. یعنی شما با دست خود به یك توپ بیسبال 1 كیلو گرمی، شتابی وارد كرده اید كه سرعت 21 متر در ساعت گرفته است. واكنش آن روی بدن شما تاثیر می گذارد، ولی وزن بدن شما 100 برابر توپ بیسبال است. پس بدن شما با 100/1 سرعت توپ بیسبال (یا 0.21 متر بر ساعت) به عقب حركت می كند.

حال اگر شما می خواهید از توپ بیسبال خود قدرت بیش تری بگیرید، شما دو انتخاب دارید: افزایش جرم یا افزایش شتاب وارده

شما می توانید یا یك توپ سنگین تر پرتاب كنید و یا اینكه شما می توانید توپ بیسبال را سریع تر پرتاب كنید (شتاب آن را افزایش دهید)، و این دو تنها كارهایی است كه می توانید انجام دهید.

 

 

یك موتور موشك نیز به طور كلی جرم را در قالب گازهای پرفشار پرتاب می كند؛ موتور گاز را در یك جهت به بیرون پرتاب می كند تا از واكنش آن در جهت مخالف سود ببرد. این جرم از مقدار سوختی كه در موتور موشك می سوزد بدست می آید.

عملیات سوختن به سوخت شتاب می دهد تا از دهانه خروجی موشك با سرعت زیاد بیرون بیاید.

وقتی سوخت جامد یا مایع می سوزد و به گاز تبدیل می شود، جرم آن تغییر نمی كند بلكه تغییر در حجم آن است. یعنی اگر شما مقدار یك كیلو سوخت مایع موشك را بسوزانید مقدار یك كیلو جرم با حجمی بیشتر، از دهانه خروجی موشك با دمای بالا و سرعت زیاد خارج می شود. عملیات سوختن، جرم را شتاب می دهد.
بیایید تا بیش تر درباره ی نیروی پرتاب بدانیم:

 

نیروی پرتاب:

قدرت موتور یك موشك را نیروی پرتاب آن می گویند. نیروی پرتاب در آمریكا به صورت
(پوند)
ponds of thrust
و در سیستم متریك با واحد نیوتون شناخته شده است (هر 4.45 نیوتون نیروی پرتاب برابر است با 1 پوند نیروی پرتاب).

هر یك پوند نیروی پرتاب (4.45 نیوتون) مقدار نیروی است كه می تواند یك شی 1 پوندی (453.59 گرم) را در حالت ساكن مخالف نیروی جاذبه زمین نگه دارد.

بنابر این در روی زمین شتاب جاذبه 21 متر در ساعت در ثانیه (32 فوت در ثانیه در ثانیه) است.

منبع: http://www.howstuffworks.com

ارسال شده توسط محسن رفیعی

نقل از http://www.hupaa.com




طبقه بندی: بانک اطلاعات مکانیک و ترمودینامیک، 
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1389/04/1

پراش صوتی

بازتابش ، شكست و پراش فیزیك امواج صوتی عینا مانند بازتاب ، شكست و پراش نور صورت میگیرد. زیرا آثار امواج نوری از بسیاری جهات شباهت به آثار امواج صوتی دارند و تنها فرق موجود این است كه طول موج فیزیك امواج نورانی نسبت به طول موج فیزیك امواج صوتی بسیار كوچك میباشد. ولی قوانین هندسی آنها كاملا با هم شباهت دارد.

وقتی كه بین منبع صوت و گوش مانعی قرار دهیم بر حسب بزرگی و كوچكی مانع نسبت به طول موج ، ممكن است آثار مختلف پیدا شود. اگر فیزیك امواج صوتی به جدار محكمی كه در آن سوراخی تعبیه شده است برخورد كنند، قسمتی از فیزیك امواج كه به سطح دیواره برخورد میكنند منعكس میگردند و قسمت دیگر كه به لبه جداره و یا به لبه سوراخ برخورد میكنند ممكن است پراشیده شوند.

مشاهده پدیده تفرق در زندگی روزمره

پدیده تفرق فیزیك امواج صوتی در مشاهدات روزانه ما زیاد است. مثلا وقتی اشخاص در مقابل دهنه بوقی شكل بلندگو واقع میشوند، آنهایی كه در وسط و در نزدیكی محور قرار دارند، تمام صداها را میشنوند، ولی آنهایی كه در اطراف محور و خارج از میدان بوق شده‌اند فقط آن كلمات و با قسمتی از موزیك را میشنوند كه با صدای بم ادا نشده باشد. همچنین وقتی دو نفر در اطاقی مكالمه میكنند اگر در دیوار مشترك با اطاق مجاور ، سوراخ كوچكی باشد ممكن است صدای آنها را در اتاق مجاور تشخیص داد. در صورتیكه اگر درب همان دو اطاق باز باشد آنكه در همسایگی واقع است ممكن است درست صدای مكالمه در همان اطاق مجاور را بخوبی و مانند سابق نشنود.

همینطور وقتی كه در سینما یا تئاتر پشت سر شخص چاق یا قد بلندی بنشینم ، به گونه‌ای كه مشاهده صحنه برای ما مقدور نباشد باز صدای آرتیستها را میشنویم. فیزیك امواج صوتی كه به بدن آن شخص میرسند قسمتی جذب شده و قسمتی منعكس میگردند و قسمتی كه به حدود اطراف بدن او برخورد میكنند، به واسطه پدیده پراش در پشت سر او در هر نقطه كه گوش ما قرار گیرد قابل شنیدن میباشند.

یك آزمایش ساده

قطعه‌ای از نمد را كه تقریبا به مساحت یك متر مربع باشد اختیار كنید و در وسط آن سوراخی به قطر 15 سانتی متر ایجاد نمائید. اگر یك فرفره آلمانی (نوعی فرفره است كه در جدار آن چند سوراخ وجود دارد، وقتی كه میچرخد، تولید صدا میكند) را در فاصله 30 سانتی متری از سوراخ بچرخانیم در هر جایی كه در پشت نمد قرار گیریم صدای آن به آهستگی و به طور یكنواخت شنیده میشود. و اگر خود را در مقابل سوراخ طوری قرار دهیم كه فرفره را با چشم خود ببینیم، صدای آن از وقتی كه خود را در جای دیگر قرار دهیم بلندتر شنیده نمیشود. تنها وقتی در ناحیه پشت قطعه نمد صدای قویتر شنیده میشود كه نمد را از میان برداریم و این مطلب برای این است كه در صورت اخیر انرژی صوتی بیشتری در گوش ما داخل میشود.

اگر بجای فرفره ، یك ساعت جیبی قرار دهیم (طول موج امواجی كه ساعتها تولید میكنند از یك الی هشت سانتی متر تغییر میكند) در این حالت برای اینكه صدای تیك تیك آن را در پشت قطعه نمد بشنویم باید خود را در روی محور قرار دهیم، به گونه‌ای كه ساعت از پشت نمد قابل رویت باشد. وقتی كه این شرط حاصل شد‌، صدای آن عینا مانند وقتی شنیده میشود كه نمد وجود نداشته باشد و چون در خارج محور واقع باشیم صدای ساعت تقریبا دیگر شنیده نمیشود.

شرایط پراش

- فرض كنید فیزیك امواج صوتی به سطح دیواری كه سوراخی در آن تعبیه شده است، برخورد میكنند. امواج صوتی را با طول موج معینی در نظر میگیریم. هرگاه طول موج نسبت به قطر سوراخ بزرگ باشد، چون طبقه متراكم (موج) به دیوار برسد، قسمت كوچكی از آن كه از سوراخ عبور میكند خود مانند مركز صوت شد. و با آن طرف جدار طبقات كروی متراكم و منبسط ، پشت سر هم بمركز سوراخ درست میشوند. نتیجه اینكه در پشت مانع در همه جا صدا وجود خواهد داشت.

- برعكس اگر طول موج نسبت به قطر سوراخ كوچك باشد ، فیزیك امواج در حین عبور از سوراخ عینا به همان حالت باقی میمانند. بدیهی است كه در این حالت قسمتی از موج تابشی كه با دیوار برخورد میكند، خود به خود حذف میگردد، و فقط قسمت مواجه با سوراخ از آن عبور می كند.

- بنابراین در حالت اول ، در هر نقطه از پشت جدار كه واقع باشیم، صدای منبع آهسته‌تر ولی به یك اندازه شنیده میشود، در صورتی كه در حالت دوم ، فقط اگر در ناحیه مقابل سوراخ باشیم صدای منبع را به خوبی میشنویم و در خارج آن صدای منبع مسموع نیست. علت اینكه در حالت اول صدا آهسته‌تر شنیده میشود، آنست كه انرژی صوتی كه از سوراخ عبور میكند روی سطح كروی توزیع شده و ضعیف میگردد، در صورتی كه در حالت دوم تمام مقدار انرژی صوتی كه از سوراخ عبور میكند روی فیزیك امواج با سطوح كوچك در پشت مانع متمركز میباشند.

منبع : دانشنامه رشد

  نقل  از  http://www.hupaa.com




طبقه بندی: مقالات مکانیک و ترمودینامیک،  بانک اطلاعات مکانیک و ترمودینامیک، 
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1389/04/1

آكوستیك (Acoustic) چیست؟

كسی كه از مباحث علم فیزیك اطلاع داشته باشد، می‌داند كه موضوع ارتعاش و موج در اغلب مباحث فیزیك و مكانیك یا بطور مستقیم وارد است یا وسیله و ابزاری برای استدلال و فهم موضوعات دیگر است. اگر گفته شود كه: بدون اطلاع از خواص ارتعاشات تحصیل علم فیزیك و مكانیك كلاسیك غیر ممكن است شاید سخنی به اغراق گفته نشده است.

اما موضوع ارتعاشات و فیزیك امواج مخصوص نور و صوت اهمیت اساسی دارند، زیرا در حقیقت موضوع قسمتهای عمده و مختلف این دو علم جستجو در خواص ارتعاش و موج چیز دیگری نیستند.

تاریخچه:

زندگی پر از صداست و ما همیشه طالب شنیدن صداهای خوش و حیاتی هستیم و از صداهای نا مطبوع و خطرناك گریزانیم. بطور كلی باید گفت كه هر چه پیش می دویم، بشر نسبت به حس شنوایی بیشتر توجه پیدا می‌كند. پیشرفت روز افزون صنایع صوت از قبیل: تلفن ـ رادیو ـ فونوگراف ضبط صوت روی فیلم و تهیه فیلمهای صدا دار و غیره خود می‌تواند بر این موضوع دلیلی مسلم باشد.

از نظر اهمیتی كه آكوستیك یا علم صدا دارا می‌باشد می‌توان انتظار داشت كه این موضوع در تاریخ علوم فیزیك جزو مطالب اساسی به شمار رفته باشد، در صورتی كه چنین چیزی نیست، زیرا در قبال تاریخ سایر علوم ، تاریخ آكوستیك قسمت از قلم افتاده و مهجوری بیش نیست. یكی از دلایل این مهجوریت تاریخی این است كه نظریه اساسی اصلی راجع به انتشار و اخذ صوت از زمانهای بسیار قدیم در تحولات فكر بشری پیدا شده و اسلوب این فكر همان است كه امروزه مورد قبول ماست. قسمتهای عمده علم آكوستیك عبارتند از:

تولید صوت:

وقتی كه به یك جسم جامد ضربه وارد می‌سازیم، تولید صدا می‌كند. تحت بعضی از شرایط صدای حاصل ، بگوش انسان خوش آیند و مطبوع است و این در واقع اساس پیدایش علم موسیقی است كه سالیان دراز قبل از تاریخ ضبط صوت ، موجود بوده است، اما موسیقی ، قرنها قبل از نظر علمی مورد تحقیق قرار گیرد، جزو صنایع ظریفه محسوب می‌گردید. این مطلب مورد قبول عموم است كه اولین فیلسوف یونانی كه مبنای موسیقی را برسی نموده است. فیثاغورث می‌باشد كه 6 قرن قبل از میلاد زندگی می‌كرده است.

انتشار صوت :

از مشاهداتی كه در قدیم الایام شد. و بدست ما رسیده معلوم می‌شود كه صوت بوسیله آزمایش‌های مربوط به هوا از یك نقطه به نقطه دیگر منتقل می‌گردد. در حقیقت ارسطو اصرار داشت كه حركت آزمایش‌های مربوط به هوا در نقل و انتقالات صوت موثر است ولی این موضوع مانند سایر مطالبی كه در فیزیك بیان نموده است همراه با ابهام است. چون در موقع انتقال صوت ، آزمایش‌های مربوط به هوا حركتی نمی‌كند، بنابراین جای تعجب نیست كه بگوییم كه فلاسفه دیگر معاصر ارسطو این عقیده او را تكذیب نمودند.

به همین ترتیب در زمان گالیله ، یك فیلسوف فرانسوی گاساندی ( Gassandi ) ، انتشار صوت را جریانی از اجزا كوچك غیر مرئی بسیار ریز می‌دانست كه از جسم صدادار برخاسته و پس از عبور از آزمایش‌های مربوط به هوا بگوش ما رسیده و آنرا متاثر می‌سازد. اولین كسی كه تجربه زنگ زیر سرپوش خالی از آزمایش‌های مربوط به هوا را امتحان كرد، آتانازیرس ، كیرثر ( Jesuit Athanasuis Kircher ) می‌باشد.

از ابتدای تاریخ آكوستیك تا به امروز ، تنها گیرنده صوتی مفید و جالب توجهی كه دائما به كار رفته عبارت از گوش انسان می‌باشد. از اینرو قسمت عمده موضوع اخذ صوت به مطالعه و بررسی خواص آكوستیكی این عضو انحصار یافته است. جالب توجه این است كه تا بحال یك نظریه كامل و قابل قبولی راجع به كیفیت شنوایی پیدا نشده است و موضوع شنوایی انسان یكی از مسایل پیچیده و گیج كننده علم جدید پیسكو فیزیك ( Psycho Physics ) می‌باشد.

ارتباط صوت و ارتعاش:

تجربیات یومیه نشان می‌دهد كه احساس شنیدن وقتی برای ما پیدا می‌شود كه شی كه در مجاورت ما واقع شده است به ارتعاش در آید. مثلا اگر پهلوی ما جامی فلزی قرار داشته باشد چنانچه با یك قطعه فلز به بدنه جام بزنیم صدایی از آن به گوش می‌رسد، و اگر با دقت به آن نگاه كنیم ملاحظه می‌گردد كه در حین صدا دادن لبه جام غیر واضح می‌باشد و این علامت ارتعاش سریع است.

اگر در این هنگام پاندول سبك وزن ساده‌ای را به بدنه جام نزدیك كنیم ضربه‌های پشت سر هم بدنه جام را روی پاندول كه دلیل ارتعاش آن است بخوبی مشاهده می‌كنیم. اما بعضی اوقات ارتعاش به اندازه‌ای سریع است كه با چشم دیده نمی‌شود و باید با وسایل مختلف از قبیل وسیله فوق وجود آنرا در اجسام ظاهر ساخت.

آیا فقط آزمایش‌های مربوط به هوا وسیله انتقال صوت است؟

علاوه بر آزمایش‌های مربوط به هوا جامدات و مایعات نیز برای صوت ناقل خوبی هستند. هر كس می‌داند كه با گذاشتن گوش خود بزمین می‌تواند حركت عابرین پیاده و چهارپایان را از مسافت نسبتا زیادی بشنود. همچنین اگر گوش خود را به ریل راه ‌آهن بچسبانیم حركت لكوموتیو و قطار را ممكن است از چندین كیلومتر بشنویم. خاصیت انتقال صوت در جامدات و مایعات قویتر از خاصیت مزبور در گازها می‌باشد.

اغلب دیده‌ایم كه با وجودیكه پهلوی ریل راه ‌آهن ایستاده‌ایم ، صدای حركت قطاری را كه دور از ما واقع شده است نمی‌شنویم، و اگر بخواهیم صدای حركت قطار مزبور را بشنویم یا باید گوش خود را به ریل بچسبانیم و یا اینكه یك سر میله چوبی و یا فلزی را به ریل چسبانده و سر دیگر را روی گوش خود بگذاریم، طوریكه در هر دو حالت استخوان خارجی گوش به ارتعاش در آید. به همین دلیل است كه دیاپازون را روی جعبه مخصوص قرار می‌دهند تا صدایش قوی شود.

منبع : دانشنامه رشد

  نقل  از  http://www.hupaa.com




طبقه بندی: بانک اطلاعات مکانیک و ترمودینامیک،  مقالات مکانیک و ترمودینامیک،  مقالات فیزیک و کوانتوم،  بانک اطلاعات فیزیک و کوانتوم، 
ارسال توسط صادق بابائی
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
Buy Websites For Sale - Sell Domains