تبلیغات
اسرار . . . - مطالب بانک اطلاعات الکترومغناطیس
اسرار . . .
ُ؛ آیا آن كسی كه موجودات را آفریده، از حال آن‌ها آگاه نیست؟! در حالی كه او (از اسرار دقیق) با خبر و آگاه است!» (ملك، 14)

بازدید : مرتبه
تاریخ : 1389/04/15
طیف سنج جرمی
طیف سنج جرمی
اصول طیف سنجی جرمی ، جلوتر از هر یک از تکنیکهای دستگاهی دیگر ، بنا نهاده شده است. تاریخ پایه گذاری اصول اساسی آن به سال 1898 بر می‌گردد. در سال 1911 ، "تامسون" برای تشریح وجود نئون-22 در نمونه‌ای از نئون-20 از طیف جرمی استفاده نمود و ثابت کرد که عناصر می‌توانند ایزوتوپ داشته باشند.

[ الكترومغناطیس ]

تاریخچه
اصول طیف سنجی جرمی ، جلوتر از هر یك از تكنیكهای دستگاهی دیگر ، بنا نهاده شده است. تاریخ پایه گذاری اصول اساسی آن به سال 1898 بر می‌گردد. در سال 1911 ، "تامسون" برای تشریح وجود نئون-22 در نمونه‌ای از نئون-20 از طیف جرمی استفاده نمود و ثابت كرد كه عناصر می‌توانند ایزوتوپ داشته باشند. تا جایی كه می‌دانیم، قدیمیترین طیف سنج جرمی در سال 1918 ساخته شد.

اما روش طیف سنجی جرمی تا همین اواخر كه دستگاههای دقیق ارزانی در دسترس قرار گرفتند، هنوز مورد استفاده چندانی نداشت. این تكنیك با پیدایش دستگاههای تجاری كه بسادگی تعمیر و نگهداری می‌شوند و با توجه به مناسب بودن قیمت آنها برای بیشتر آزمایشگاههای صنعتی و آموزشی و نیز بالا بودن قدرت تجزیه و تفكیك ، در مطالعه تعیین ساختمان تركیبات از اهمیت بسیاری برخوردار گشته است.
اصول طیف سنجی جرمی تصویر


به بیان ساده ، طیف سنج جرمی سه عمل اساسی را انجام می‌دهد:

مولكولها توسط جرایاناتی از الكترونهای پرانرژی بمباران شده و بعضی از مولكولها به یونهای مربوطه تبدیل می‌گردند. سپس یونها در یك میدان الكتریكی شتاب داده می‌شوند.

یونهای شتاب داده شده بسته به نسبت بار/جرم آنها در یك میدان مغناطیسی یا الكتریكی جدا می‌گردند.

یونهای دارای نسبت بار/جرم مشخص و معین توسط بخشی از دستگاه كه در اثر برخورد یونها به آن ، قادر به شمارش آنها است، آشكار می‌گردند. نتایج داده شده خروجی توسط آشكار كننده بزرگ شده و به ثبات داده می‌شوند. علامت یا نقشی كه از ثبات حاصل می‌گردد یك طیف جرمی است، نموداری از تعداد ذرات آشكار شده بر حسب تابعی از نسبت بار/جرم.

دستگاه طیف سنج جرمی

هنگامی كه هر یك از عملیات را بدقت مورد بررسی قرار دهیم، خواهیم دید كه طیف سنج جرمی واقعا پیچیده‌تر از آن چیزی است كه در بالا شرح داده شد.

سیستم ورودی نمونه

قبل از تشكیل یونها باید راهی پیدا كرد تا بتوان جریانی از مولكولها را به محفظه یونیزاسیون كه عمل یونیزه شدن در آن انجام می‌گیرد، روانه ساخت. یك سیستم ورودی نمونه برای ایجاد چنین جریانی از مولكولها بكار برده می‌شود. نمونه‌هایی كه با طیف سنجی جرمی مورد مطالعه قرار می‌گیرند، می‌توانند به حالت گاز ، مایع یا جامد باشند. در این روش باید از وسایلی استفاده كرد تا مقدار كافی از نمونه را به حالت بخار در آورده ، سپس جریانی از مولكولها روانه محفظه یونیزاسیون شوند.

در مورد گازها ، ماده ، خود به حالت بخار وجود دارد. پس ، از سیستم ورودی ساده‌ای می‌توان استفاده كرد. این سیستم تحت خلاء بوده، بطوری كه محفظه یونیزاسیون در فشاری پایینتر از سیستم ورودی نمونه قرار دارد.

روزنه مولكولی
نمونه به انبار بزرگتری رفته كه از آن ، مولكولهای بخار به محفظه یونیزاسیون می‌روند. برای اطمینان از اینكه جریان یكنواختی از مولكولها به محفظه یونیزاسیون وارد می‌شود، قبل از ورود ، بخار از میان سوراخ كوچكی كه "روزنه مولكولی" خوانده می‌شود، عبور می‌كند. همین سیستم برای مایعات و جامدات فرار نیز بكار برده می‌شود. برای مواد با فراریت كم ، می‌توان سیستم را به گونه‌ای طراحی كرد كه در یك اجاق یا تنور قرار گیرد تا در اثر گرم كردن نمونه ، فشار بخار بیشتری حاصل گردد. باید مراقب بود كه حرارت زیاد باعث تخریب ماده نگردد.

در مورد مواد جامد نسبتا غیر فرار ، روش مستقیمی را می‌توان بكار برد. نمونه در نوك میله‌ای قرار داده می‌شود و سپس از یك شیر خلاء ، وارد محفظه یونیزاسیون می‌گردد. نمونه در فاصله بسیار نزدیكی از پرتو یونیزه كننده الكترونها قرار می‌گیرد. سپس آن میله ، گرم شده و تولید بخاری از نمونه را كرده تا در مجاورت پرتو الكترونها بیرون رانده شوند. چنین سیستمی را می‌توان برای مطالعه نمونه‌ای از مولكولهایی كه فشار بخار آنها در درجه حرارت اتاق كمتر از 9 - 10 میلیمتر جیوه است، بكار برد.

محفظه یونیزاسیون
هنگامی كه جریان مولكولهای نمونه وارد محفظه یونیزاسیون گشت ، توسط پرتوی از الكترونهای پرانرژی بمباران می‌شود. در این فرآیند ، مولكولها به یونهای مربوطه تبدیل گشته و سپس در یك میدان الكتریكی شتاب داده می‌شوند. در محفظه یونیزاسیون پرتو الكترونهای پرانرژی از یك "سیم باریك" گرم شده ساطع می‌شوند. این سیم باریك تا چند هزار درجه سلسیوس گرم می‌شود. به هنگام كار در شرایطی معمولی ، الكترونها دارای انرژی معادل 70 میكرون - ولت هستند.

این الكترونهای پرانرژی با مولكولهایی كه از سیستم نمونه وارد شده‌اند، برخورد كرده و با برداشتن الكترون از آن مولكولها ، آنها را یونیزه كرده و به یونهای مثبت تبدیل می‌كنند. یك "صفحه دافع" كه پتانسیل الكتریكی مثبتی دارد، یونهای جدید را به طرف دسته‌ای از "صفحات شتاب دهنده" هدایت می‌كند. اختلاف پتانسیل زیادی (حدود 1 تا 10 كیلو ولت) از این صفحات شتاب دهنده عبور داده می‌شود كه این عمل ، پرتوی از یونهای مثبت سریع را تولید می‌كند. این یونها توسط یك یا چند "شكاف متمركز كننده" به طرف یك پرتو یكنواخت هدایت می‌شوند.

بسیاری از مولكولهای نمونه به هیچ وجه یونیزه نمی‌شوند. این مولكولها بطور مداوم توسط مكنده‌ها یا پمپهای خلا كه به محفظه یونیزاسیون متصل نیستند، خارج می‌گردند. بعضی از این مولكولها از طریق جذب الكترون به یونهای منفی تبدیل می‌شوند. این یونهای منفی توسط صفحه دافع جذب می‌گردند. ممكن است كه بخش كوچكی از یونهای تشكیل شده بیش از یك بار داشته باشند، (از دست دادن بیش از یك الكترون) اینها مانند یونهای مثبت تك ظرفیتی ، شتاب داده می‌شوند.

پتانسیل یونیزاسیون
انرژی لازم برای برداشتن یك الكترون از یك اتم یا مولكول ، پتانسیل یونیزاسیون آن است. بسیاری از تركیبات آلی دارای پتانسیل یونیزاسیونی بین 8 تا 15 الكترون ولت هستند. اما اگر پرتو الكترونهایی كه به مولكولها برخورد می‌كند، پتانسیلی معادل 50 تا 70 الكترون ولت نداشته باشد، قادر به ایجاد یونهای زیادی نخواهد بود. برای ایجاد یك طیف جرمی ، الكترونهایی با این میزان انرژی برای یونیزه كردن نمونه بكار برده می‌شوند.

تجزیه گر جرمی
پس از گذر كردن از محفظه یونیزاسیون ، پرتو یونها از درون یك ناحیه كوتاه فاقد میدان عبور می‌كند. سپس آن پرتو ، وارد "تجزیه گر جرمی" شده كه در آنجا ، یونها بر حسب نسبت بار/جرم آنها جدا می‌شوند. انرژی جنبشی یك یون شتاب داده شده برابر است با:

12mv2=ev

كه m جرم یون ، v سرعت یون ، e بار یون و V اختلاف پتانسیل صفحات شتاب دهنده یون است.

در حضور یك میدان مغناطیسی ، یك ذره باردار مسیر منحنی شكلی را خواهد داشت. معادله‌ای كه شعاع این مسیر منحنی شكل را نشان می‌دهد به صورت زیر است:

(r =MV)/eH

كه r شعاع انحنای مسیر و H قدرت میدان مغناطیسی است.

اگر این دو معادله را برای حذف عبارت سرعت تركیب كنیم، خواهیم داشت:


این معادله مهمی است كه رفتار و عمل یك یون را در بخش تجزیه‌گر جرمی یك طیف سنج جرمی توجیه می‌كند.


طیف سنج جرمی

تجزیه گر جرمی و قدرت تفكیك تصویر
از معادله فوق چنین بر می‌آید كه هر قدر ، مقدار m/e بزرگتر باشد، شعاع انحنای مسیر نیز بزرگتر خواهد بود. لوله تجزیه‌گر دستگاه طوری ساخته شده است كه دارای شعاع انحنای ثابتی است. ذره‌ای كه نسبت m/e صحیحی داشته باشد، قادر خواهد بود تا طول لوله تجزیه‌گر منحنی شكل را طی كرده ، به آشكار كننده نمی‌رسند. مسلما اگر دستگاه ، یونهایی را كه جرم بخصوصی دارند، نشان دهد. این روش چندان جالب نخواهد بود.

بنابراین بطور مداوم ، ولتاژ شتاب دهنده یا قدرت میدان مغناطیسی تغییر یافته تا بتوان كلیه یونهایی كه در محفظه یونیزاسیون تولید گشته‌اند را آشكار ساخت. اثری كه از آشكار كننده حاصل می‌گردد، بصورت طرحی است كه تعداد یونها را بر حسب مقدار m/e آنها رسم می‌كند. فاكتور مهمی كه باید در یك طیف سنج جرمی در نظر گرفتن قدرت تفكیك آن است. قدرت تفكیك بر طبق رابطه زیر تعریف می‌شود:

(R=M)/M

كه R قدرت تفكیك ، M جرم ذره و M∆ اختلاف جرم بین یك ذره با جرم M و ذره بعدی با جرم بیشتر است كه می‌تواند توسط دستگاه تفكیك گردد. دستگاههایی كه قدرت تفكیك ضعیفی دارند، مقدار R آنها حداكثر 2000 در بعضی مواقع قدرت تفكیكی به میزان پنج تا ده برابر مقدار فوق مورد نیاز است.

آشكار كننده
آشكار كننده بسیاری از دستگاهها ، شامل یك شمارشگر است كه جریان تولیدی آن متناسب با تعداد یونهایی است كه به آن برخورد می‌كند. با استفاده از مدارهای الكترون افزاینده می‌توان آن قدر دقیق این جریان را اندازه گرفت كه جریان حاصل از برخورد فقط یك یون به آشكار كننده اندازه ‌گیری شود.

ثبات آشكار كننده
سیگنال تولید شده از آشكار كننده به یك ثبات داده می‌شود كه این ثبات خود طیف جرمی را ایجاد می‌نماید. در دستگاههای جدید ، خروجی آشكار كننده از طریق یك سطح مشترك به رایانه متصل است. رایانه قادر به ذخیره اطلاعات بوده و خروجی را به هر دو صورت جدولی و گرافیكی در می‌آورد. دست آخر داده‌ها با طیفهای استاندارد ذخیره شده موجود در رایانه مقایسه می‌گردد.

در دستگاهها قدیمیتر ، جریان الكترونی حاصل از آشكار كننده به یك سری از پنج گالوانومتر با حساسیتهای متفاوت داده می‌شود. پرتو نوری كه به آینه‌های متصل به گالوانومترها برخورد می‌كند و به یك صفحه حساس به نور منعكس می‌گردد. بدین طریق یك طیف جرمی با پنج نقش بطور همزمان ، هر یك با حساسیتی متفاوت ایجاد می‌گردد. در حالی كه هنوز دستگاه قویترین قله‌ها را در صفحه طیف نگاه می‌دارد، با استفاده از این پنج نقش ثبت ضعیفترین قله‌ها نیز ممكن می‌گردد.

منبع : سایت رشد و كلوپ دانش

نقل از http://www.hupaa.com




طبقه بندی: بانک اطلاعات الکترومغناطیس، 
ارسال توسط صادق بابائی
جوزف تامسون چگونه نسبت بار به جرم الكترون رااندازه گیری كرد؟
جوزف تامسون چگونه نسبت بار به جرم الكترون رااندازه گیری كرد؟
در آزمایش تامسون از اثر میدان الکتریکی و میدان مغناطیسی استفاده شده است.

آزمایش تامسون ( محاسبه نسبت بار به جرم الكترون ) 

در آزمایش تامسون از اثر میدان الكتریكی و میدان مغناطیسی استفاده شده است. دستگاهی كه در این آزمایش مورد استفاده قرار گرفته است از قسمتهای زیر تشكیل شده است:

الف ) اطاق یونش كه در حقیقت چشمه تهیه الكترون با سرعت معین می باشد بین كاتد و آند قرار گرفته است. در این قسمت در اثر تخلیه الكتریكی درون گاز ذرات كاتدی ( الكترون ) بوجود آمده بطرف قطب مثبت حركت می كنند و با سرعت معینی از منفذی كه روی آند تعبیه شده گذشته وارد قسمت دوم می شود. اگر بار الكتریكی q  تحت تاثیر یك میدان الكتریكی بشدت E  قرار گیرد، نیروییكه از طرف میدان بر این بار الكتریكی وارد می شود برابر است با:      

F= q.E

 در آزمایش تامسون چون ذرات الكترون می باشند q = -e بنابراین:

F= -eE  

از طرف دیگر چون شدت میدان E  در جهت پتانسیلهای نزولی یعنی از قطب مثبت بطرف قطب منفی است بنابراین جهت نیروی  در خلاف جهت یعنی از قطب منفی بطرف قطب مثبت می باشد. اگرx  فاصله بین آند و كاتد باشد كار نیروی F در این فاصله برابر است با تغییرات انرژی جنبشی ذرات . از آنجاییكه كار انجام شده در این فاصله برابراست با مقدار بار ذره در اختلاف پتانسیل موجود بین كاتد وآند بنابراین خواهیم داشت

ev0 =½m0v2

كه در آن  v0    اختلاف پتانسیل بین كاتد و آند e  بار الكترون  v  سرعت الكترون و  m0  جرم آن می باشد. بدیهی است اگر v0  زیاد نباشد یعنی تا حدود هزار ولت رابطه فوق صدق می كند یعنی سرعت الكترون مقداری خواهد بود كه می توان از تغییرات جرم آن صرفنظ نمود . بنابراین سرعت الكترون در لحظه عبور از آند بسمت قسمت دوم دستگاه برابر است با:

v = √(2e v0/ m0)

 

ب) قسمت دوم دستگاه كه پرتو الكترونی با سرعت v وارد آن می شود شامل قسمتهای زیر است :

 

 

1- یك خازن مسطح كه از دو جوشن  A  وB  تشكیل شده است اختلاف پتانسیل بین دو جوشن حدود دویست تا سیصد ولت می باشد اگر پتانسیل بین دو جوشن را به v1   و فاصله دو جوشن را به d   نمایش دهیم شدت میدان الكتریكی درون این خازن E = v1/d   خواهد بود كه در جهت پتانسیلهای نزولی است.

 

2- یك آهنربا كه در دو طرف حباب شیشه ای قرار گرفته و در داخل دو جوشن خازن: یك میدان مغناطیسی با شدت B  ایجاد می نماید . آهنربا را طوری قرار دهید كه میدان مغناطیسی حاصل بر امتداد ox   امتداد سرعت - و امتداد  oy امتداد میدان الكتریكی - عمود باشد.

 

پ) قسمت سوم دستگاه سطح درونی آن به روی سولفید آغشته شده كه محل برخورد الكترونها را مشخص می كند.

وقتی الكترو از آند گذشت و وارد قسمت دوم شد اگر دو میدان الكتریكی و مغناطیسی تاثیر ننمایند نیرویی بر آنها وارد نمی شود لذا مسیر ذرات یعنی پرتو الكترونی مستقیم و در امتداد ox   امتداد سرعت ) خواهد بود و در مركز پرده حساس p یعنی نقطه  p0 اثر نورانی ظاهر می سازد.

اگر بین دو جوشن خازن اختلاف پتانسیلv1 را برقرار كنیم شدت میدان الكتریكی دارای مقدار معین E خواهد بود و نیروی وارد از طرف چنین میدانی بر الكترون برابر است با   FE = e E  این نیرو در امتداد  oy و در خلاف جهت میدان یعنی از بالا به پایین است.

میدان مغناطیسی B  را طوری قرار می دهند كه برسرعتv   عمود باشد . الكترون در عین حال در میدان مغناطیسی هم قرار می گیرد و نیرویی از طرف این میدان بر آن وارد می شود كه عمود بر سرعت و بر میدان خواهد بود . اگر این نیرو را بصورت حاصلضرب برداری نشان دهیم برابر است با:

  

FM = q.(VXB)

در اینجا q = e    پس:

FM = q.(VXB)

و مقدار عددی این نیرو مساوی است با  F = e v B   زیرا میدان B   بر سرعت v   عمود است یعنی زاویه بین آنها 90 درجه و سینوس آن برابر واحد است. اگر میدان B     عمود بر صفحه تصویر و جهت آن بجلوی صفحه تصویر باشد امتداد و جهت نیروی FM در  جهت  oy یعنی در خلاف جهت FE خواهد بود. حال میدان مغناطیسی B  را طوری تنظیم می نمایند كهFE = FM  گردد و این دو نیرو همدیگر را خنثی نمایند. این حالت وقتی دست می دهد كه اثر پرتو الكترونی روی پرده بی تغییر بماند پس در این صورت خواهیم داشت:

         FM = FE

        e.v.B = e E

        v = E/ B

چون مقدار E و B  معلوم است لذا از این رابطه مقدار سرعت الكترون در لحظه ورودی به خازن بدست می اید . حال كه سرعت الكترون بدست آمد میدان مغناطیسی B  را حذف می كنیم تا میدان الكتریكی به تنهای بر الكترون تاثیر نماید . از آنجاییكه در جهت ox  نیرویی بر الكترون وارد نمی شود و فقط نیروی FE  بطور دائم آنرا بطرف پایین می كشد لذا حركت الكترون در داخل خازن مشابه حركت پرتابی یك گلوله در امتداد افقی می باشد و چون سرعت الكترون را نسبتا كوچك در نظر می گیریم معادلات حركت الكترون ( پرتو الكترونی ) در دو جهت ox و oy  معادلات دیفرانسیل بوده و عبارت خواهد بود از  

m0(d2x /dt2)/span>=0     در امتداox 

  m0d2y /dt2)=e. E      در امتداoy

با توجه به اینكه مبدا حركت را نقطه ورود به خازن فرض می كنیم اگر از معادلات فوق انتگرال بگیریم خواهیم داشت:

y=(1/2)(e.E)t2/m0

x=v.t

 معادلات فوق نشان می دهد  كه مسیر حركت یك سهمی است و مقدار انحراف پرتو الكترونی از امتداد اولیه (ox  )  در نقطه خروج از خازن مقدار  y  در این لحظه خواهد بود . اگرطول خازن را به L  نمایش دهیم x = L    زمان لازم برای سیدن به انتهای خازن عبارت خواهد بود از t = L / v  اگر این مقدار  t  را در معادله y   قرار دهیم مقدار انحراف در لحظه خروج از خازن به دست می آید:

     Y =  ½ e( E/m0) ( L/ v )2

     e/ m0 = ( 2y/ E ) ( v/ L )2

كه در آن v سرعت الكترون كه قبلا بدست آمده است. L و E بترتیب طول خازن و شدت میدان الكتریكی كه هر دو معلوم است پس اگر مقدار y را اندازه بگیریم بار ویژه یا e/m0  محاسبه می شود.

 پس از خروج الكترون از خازن دیگر هیچ نیرویی بر آن وارد نمی شود بنابراین از آن لحظه به بعد حركت ذره مستقیم الخط خواهد بود و مسیر آن مماس بر سهمی در نقطه خروج از خازن است . اگر a  فاصله پرده از خازن یعنی D P0 باشد می توانیم بنویسیم:

P0P1 = y + DP0 tgθ

tgθعبارتست از ضریب زاویه مماس بر منحنی مسیر در نقطه خروج از خازن و بنابراین مقدار یست معلوم پس باید با اندازه گرفتن فاصله اثر روی پرده( P0 P1)به مقدار y رسید و در نتیجه می توانیم e/ m0 را محاسبه نماییم.

مقداری كه در آزمایشات اولیه بدست آمده بود 108×7/1 كولن بر گرم بود مقداریكه امروزه مورد قبول است و دقیقتر از مقدار قبلی است برابر 108×7589/1 كولن بر گرم است.

علاوه بر تامسون، میلیكان نیز از سال 1906 تا 1913 به مدت هفت سال با روشی متفاوت به اندازه گیری بار الكترون پرداخت.

—————————–

منابع :

cph-theory

rc.unesp

http://www.knowclub.com/question/?p=18

نقل از http://www.hupaa.com




طبقه بندی: مقالات الکترومغناطیس،  بانک اطلاعات الکترومغناطیس، 
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1389/04/15
معادلات الكترومغناطیس و میدان گرانشی
معادلات الكترومغناطیس و میدان گرانشی
هنگام سقوط فوتون در میدان گرنشی، گراویتون ها خواص بار-رنگی و مغناطیس-رنگی از خود نشان می دهند. بهمین دلیل بر شدت میدانهای الکتریکی و مغناطیسی فوتون افزوده می شود. بنابراین یک رابطه ی تنگاتنگ بین گرانش و امواج الکترومغناطیسی وجود دارد.

 

مقدمه:

 هنگام سقوط فوتون در میدان گرنشی، گراویتون ها خواص بار-رنگی و مغناطیس-رنگی از خود نشان می دهند. بهمین دلیل بر شدت میدانهای الكتریكی و مغناطیسی فوتون افزوده می شود. بنابراین یك رابطه ی تنگاتنگ بین گرانش و امواج الكترومغناطیسی وجود دارد. اما می دانیم كه امواج الكترومغناطیسی از معادلات ماكسول پیروی می كنند. لذا وابستگی گرانش و امواج الكترومغناطیسی نیز باید از معادله ای شبیه معادلات معادلات ماكسول تبعیت كند. سئوال این است كه این معادله را چگونه می توانیم به دست آوریم؟

 

فوتون در میدان گرانشی

یكبار دیگر سقوط  فوتون را در میدان گرانشی مورد بررسی قرار می دهیم. محور قائم را در جهت شتاب گرانش در نظر می گیریم. جهت حركت نور بطرف پایین و با شتاب گرانش همجهت است. بنابراین جهت میدان الكتریكی افقی (عمود بر جهت حركت فوتون) خواهد بود. با سقوط فوتون، شدت میدان الكتریكی افزایش می یابد و بنابر نظریه سی. پی. اچ. همان مقدار تغییرات روی میدان گرانش ایجاد خواهد شد. یعنی تعدادی بار-رنگ از میدان گرانش وارد ساختمان فوتون خواهند شد(شكل زیر). توجه شود كه مجموع انرژی فضایی كه فوتون در آن حركت می كند و انرژی فوتون مقدار ثابتی است. بنابراین هر تغییری روی یكی از آنها برابر است با همان مقدار تغییر روی دیگری با علامت مخالف

در اینجا دو تابع برداری داریم. یكی شدت میدان گرانشی و دیگری شدت میدان الكتریكی. حال اگر عملگر را بصورت ضرب برداری روی میدان برداری گرانش اعمال كنیم، نتیجه یك میدان برداری عمود بر جهت حركت فوتون به دست می آید و خواهیم داشت:

هنگام سقوط فوتون، شدت میدان الكتریكی نسبت به زمان افزایش می یابد و به همان میزان از تعداد بار-رنگهای موجود در میدان گرانش كاسته می شود. جدول زیر را كه با توجه به شكل بالا تنظیم شده  ملاحظه كنید:

 

Point A; Photon contains k1 CPH

Point B; Photon contains k2 CPH

k2 > k1

 

لذا به همین مقدار كه بر تعداد سی. پی. اچ. های فوتون افزوده می شود، از تعداد بار-رنگهای میدان گرانشی كاسته می شود. اما این تمام فرایند انجام شده نیست، زیرا میدان الكتریكی تغییر می كند و این تغییر میدان الكتریكی موجب تغییر میدان مغناطیسی نیز می شود، یعنی:

ل

این پدیده فرایند معكوسی نیز دارد، و آن مربوط به زمانی است كه فوتون در حال فرار از میدان گرانشی است. هنگام فرار فوتون در میدان گرانشی، جابجایی بسمت سرخ است كه انرژی و در نتیجه شدت میدان الكتریكی فوتون كاهش می یابد. لذا تعدادی از بار-رنگها از ساختمان فوتون خارج شده و بر تعداد گراویتون های میدان گرانشی افزوده خواهد شد. لذا خواهیم داشت:

در حالت كلی اگر بخواهیم معادلات ماكسول را برای فضای واقعی كه در آن آثار گرانشی نیز وجود دارد بنویسیم، باید معادلات شش گانه ی زیر را بكار ببریم:

هر فضایی كه آثار گرانشی داشته باشد و امواج الكترومغناطیسی از آن عبور كند، شدت میدانهای گرانشی و مغناطیسی و در نتیجه انرژی آن تغییر خواهد كرد. به همین میزان كه بر شدت میدان مغناطیسی افزوده می شود، از تعداد گراویتوننهای میدان گرانشی كاسته می شود.




طبقه بندی: بانک اطلاعات الکترومغناطیس، 
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1389/04/2

مبانی فیبرنوری

فیبر نوری یكی از محیط های انتقال داده با سرعت بالا است . امروزه از فیبر نوری در موارد متفاوتی نظیر: شبكه های تلفن شهری و بین شهری ، شبكه های كامپیوتری و اینترنت استفاده بعمل می آید. فیبرنوری رشته ای از تارهای شیشه ای بوده كه هر یك از تارها دارای ضخامتی معادل تار موی انسان را داشته و از آنان برای انتقال اطلاعات در مسافت های طولانی استفاده می شود.

مبانی فیبر نوری

فیبر نوری ، رشته ای از تارهای بسیار نازك شیشه ای بوده كه قطر هر یك از تارها نظیر قطر یك تار موی انسان است . تارهای فوق در كلاف هائی سازماندهی و كابل های نوری را بوجود می آورند. از فیبر نوری بمنظور ارسال سیگنال های نوری در مسافت های طولانی استفاده می شود.

یك فیبر نوری از سه بخش متفاوت تشكیل شده است :

· هسته (Core) . هسته نازك شیشه ای در مركز فیبر كه سیگنا ل های نوری در آن حركت می نمایند.

· روكش (Cladding) . بخش خارجی فیبر بوده كه دورتادور هسته را احاطه كرده و باعث برگشت نورمنعكس شده به هسته می گردد.

· بافر رویه (Buffer Coating) . روكش پلاستیكی كه باعث حفاظت فیبر در مقابل رطوبت و سایر موارد آسیب پذیر ، است .

صدها و هزاران نمونه از رشته های نوری فوق در دسته هائی سازماندهی شده و كابل های نوری را بوجود می آورند. هر یك از كلاف های فیبر نوری توسط یك روكش هائی با نام Jacket محافظت می گردند. فیبر های نوری در دو گروه عمده ارائه می گردند:

· فیبرهای تك حالته (Single-Mode) . بمنظور ارسال یك سیگنال در هر فیبر استفاده می شود( نظیر : تلفن )

· فیبرهای چندحالته (Multi-Mode) . بمنظور ارسال چندین سیگنال در یك فیبر استفاده می شود( نظیر : شبكه های كامپیوتری)

فیبرهای تك حالته دارای یك هسته كوچك ( تقریبا" 9 میكرون قطر ) بوده و قادر به ارسال نور لیزری مادون قرمز ( طول موج از 1300 تا 1550 نانومتر) می باشند. فیبرهای چند حالته دارای هسته بزرگتر ( تقریبا" 5 / 62 میكرون قطر ) و قادر به ارسال نورمادون قرمز از طریق LED می باشند.

ارسال نور در فیبر نوری

فرض كنید ، قصد داشته باشیم با استفاده از یك چراغ قوه یك راهروی بزرگ و مستقیم را روشن نمائیم . همزمان با روشن نمودن چراغ قوه ، نور مربوطه در طول مسیر مسفقیم راهرو تابانده شده و آن را روشن خواهد كرد. با توجه به عدم وجود خم و یا پیچ در راهرو در رابطه با تابش نور چراغ قوه مشكلی وجود نداشته و چراغ قوه می تواند ( با توجه به نوع آن ) محدوده مورد نظر را روشن كرد. در صورتیكه راهروی فوق دارای خم و یا پیچ باشد ، با چه مشكلی برخورد خواهیم كرد؟ در این حالت می توان از یك آیینه در محل پیچ راهرو استفاده تا باعث انعكاس نور از زاویه مربوطه گردد.در صورتیكه راهروی فوق دارای پیچ های زیادی باشد ، چه كار بایست كرد؟ در چنین حالتی در تمام طول مسیر دیوار راهروی مورد نظر ، می بایست از آیینه استفاده كرد. بدین ترتیب نور تابانده شده توسط چراغ قوه (با یك زاویه خاص) از نقطه ای به نقطه ای دیگر حركت كرده ( جهش كرده و طول مسیر راهرو را طی خواهد كرد). عملیات فوق مشابه آنچیزی است كه در فیبر نوری انجام می گیرد.

نور، در كابل فیبر نوری از طریق هسته (نظیر راهروی مثال ارائه شده ) و توسط جهش های پیوسته با توجه به سطح آبكاری شده ( Cladding) ( مشابه دیوارهای شیشه ای مثال ارائه شده ) حركت می كند.( مجموع انعكاس داخلی ) . با توجه به اینكه سطح آبكاری شده ، قادر به جذب نور موجود در هسته نمی باشد ، نور قادر به حركت در مسافت های طولانی می باشد. برخی از سیگنا ل های نوری بدلیل عدم خلوص شیشه موجود ، ممكن است دچار نوعی تضعیف در طول هسته گردند. میزان تضعیف سیگنال نوری به درجه خلوص شیشه و طول موج نور انتقالی دارد. ( مثلا" موج با طول 850 نانومتر بین 60 تا 75 درصد در هر كیلومتر ، موج با طول 1300 نانومتر بین 50 تا 60 درصد در هر كیلومتر ، موج با طول 1550 نانومتر بیش از 50 درصد در هر كیلومتر)

سیستم رله فیبر نوری

بمنظور آگاهی از نحوه استفاده فیبر نوری در سیستم های مخابراتی ، مثالی را دنبال خواهیم كرد كه مربوط به یك فیلم سینمائی و یا مستند در رابطه با جنگ جهانی دوم است . در فیلم فوق دو ناوگان دریائی كه بر روی سطح دریا در حال حركت می باشند ، نیاز به برقراری ارتباط با یكدیگر در یك وضعیت كاملا" بحرانی و توفانی را دارند. یكی از ناوها قصد ارسال پیام برای ناو دیگر را دارد.كاپیتان ناو فوق پیامی برای یك ملوان كه بر روی عرشه كشتی مستقر است ، ارسال می دارد. ملوان فوق پیام دریافتی را به مجموعه ای از كدهای مورس ( نقطه و فاصله ) ترجمه می نماید. در ادامه ملوان مورد نظر با استفاده از یك نورافكن اقدام به ارسال پیام برای ناو دیگر می نماید. یك ملوان بر روی عرشه كشتی دوم ، كدهای مورس ارسالی را مشاهده می نماید. در ادامه ملوان فوق كدهای فوق را به یك زبان خاص ( مثلا" انگلیسی ) تبدیل و آنها را برای كاپیتان ناو ارسال می دارد. فرض كنید فاصله دو ناو فوق از یكدیگر بسار زیاد ( هزاران مایل ) بوده و بمنظور برقرای ارتباط بین آنها از یك سیتستم مخابراتی مبتنی بر فیبر نوری استفاده گردد.

سیتستم رله فیبر نوری از عناصر زیر تشكیل شده است :

· فرستنده . مسئول تولید و رمزنگاری سیگنال های نوری است .

· فیبر نوری مدیریت سیكنال های نوری در یك مسافت را برعهده می گیرد.

· بازیاب نوری . بمنظور تقویت سیگنا ل های نوری در مسافت های طولانی استفاده می گردد.

· دریافت كننده نوری . سیگنا ل های نوری را دریافت و رمزگشائی می نماید.

در ادامه به بررسی هر یك از عناصر فوق خواهیم پرداخت .

فرستنده

وظیفه فرستنده، مشابه نقش ملوان بر روی عرشه كشتی ناو فرستنده پیام است . فرستنده سیگنال های نوری را دریافت و دستگاه نوری را بمنظور روشن و خاموش شدن در یك دنباله مناسب ( حركت منسجم ) هدایت می نماید. فرستنده ، از لحاظ فیزیكی در مجاورت فیبر نوری قرار داشته و ممكن است دارای یك لنز بمنظور تمركز نور در فیبر باشد. لیزرها دارای توان بمراتب بیشتری نسبت به LED می باشند. قیمت آنها نیز در مقایسه با LED بمراتب بیشتر است . متداولترین طول موج سیگنا ل های نوری ، 850 نانومتر ، 1300 نانومتر و 1550 نانومتر است .

بازیاب ( تقویت كننده ) نوری

همانگونه كه قبلا" اشاره گردید ، برخی از سیگنال ها در مواردیكه مسافت ارسال اطلاعات طولانی بوده ( بیش از یك كیلومتر ) و یا از مواد خالص برای تهیه فیبر نوری ( شیشه ) استفاده نشده باشد ، تضعیف و از بین خواهند رفت . در چنین مواردی و بمنظور تقویت ( بالا بردن ) سیگنا ل های نوری تضعیف شده از یك یا چندین " تقویت كننده نوری " استفاده می گردد. تقویت كننده نوری از فیبرهای نوری متععدد بهمراه یك روكش خاص (doping) تشكیل می گردند. بخش دوپینگ با استفاده از یك لیزر پمپ می گردد . زمانیكه سیگنال تضعیف شده به روكش دوپینگی می رسد ، انرژی ماحصل از لیزر باعث می گردد كه مولكول های دوپینگ شده، به لیزر تبدیل می گردند. مولكول های دوپینگ شده در ادامه باعث انعكاس یك سیگنال نوری جدید و قویتر با همان خصایص سیگنال ورودی تضعیف شده ، خواهند بود.( تقویت كننده لیزری)

دریافت كننده نوری

وظیفه دریافت كننده ، مشابه نقش ملوان بر روی عرشه كشتی ناو دریافت كننده پیام است. دستگاه فوق سیگنال های دیجیتالی نوری را اخذ و پس از رمزگشائی ، سیگنا ل های الكتریكی را برای سایر استفاده كنندگان ( كامپیوتر ، تلفن و ... ) ارسال می نماید. دریافت كننده بمنظور تشخیص نور از یك "فتوسل" و یا "فتودیود" استفاده می كند.

مزایای فیبر نوری

فیبر نوری در مقایسه با سیم های های مسی دارای مزایای زیر است :

· ارزانتر. هزینه چندین كیلومتر كابل نوری نسبت به سیم های مسی كمتر است .

· نازك تر. قطر فیبرهای نوری بمراتب كمتر از سیم های مسی است .

· ظرفیت بالا. پهنای باند فیبر نوری بمنظور ارسال اطلاعات بمراتب بیشتر از سیم مسی است .

· تضعیف ناچیز. تضعیف سیگنال در فیبر نوری بمراتب كمتر از سیم مسی است .

· سیگنال های نوری . برخلاف سیگنال های الكتریكی در یك سیم مسی ، سیگنا ل ها ی نوری در یك فیبر تاثیری بر فیبر دیگر نخواهند داشت .

· مصرف برق پایین . با توجه به سیگنال ها در فیبر نوری كمتر ضعیف می گردند ، بنابراین می توان از فرستنده هائی با میزان برق مصرفی پایین نسبت به فرستنده های الكتریكی كه از ولتاژ بالائی استفاده می نمایند ، استفاده كرد.

· سیگنال های دیجیتال . فیبر نور ی مناسب بمنظور انتقال اطلاعات دیجیتالی است .

· غیر اشتعال زا . با توجه به عدم وجود الكتریسیته ، امكان بروز آتش سوزی وجود نخواهد داشت .

· سبك وزن . وزن یك كابل فیبر نوری بمراتب كمتر از كابل مسی (قابل مقایسه) است.

· انعطاف پذیر . با توجه به انعظاف پذیری فیبر نوری و قابلیت ارسال و دریافت نور از آنان، در موارد متفاوت نظیر دوربین های دیجیتال با موارد كاربردی خاص مانند : عكس برداری پزشكی ، لوله كشی و ...استفاده می گردد.

با توجه به مزایای فراوان فیبر نوری ، امروزه از این نوع كابل ها در موارد متفاوتی استفاده می شود. اكثر شبكه های كامپیوتری و یا مخابرات ازراه دور در مقیاس وسیعی از فیبر نوری استفاده می نمایند.

منبع :www.srco.ir

  نقل از http://www.hupaa.com


طبقه بندی: بانک اطلاعات الکترومغناطیس،  بانک اطلاعات فیزیک و کوانتوم، 
ارسال توسط صادق بابائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : 1389/03/29

اشعه مادون قرمز

مادون در لغت به معنای زیر دست و قرمز به معنای هر چه به رنگ خون باشد، است. پس میتوان گفت كه مادون قرمز اشعه بسیار ریز و قرمز رنگ است.

اطلاعات اولیه

كشف هرسل اولن گام در ایجاد پدیده‌ای كه ما آن را طیف الكترومغناطیسی مینامیم. نور مرئی و پرتوهای مادون قرمز دو نمونه اشكال فراوانی از انرژی هستند كه توسط تمام اجسام موجود در زمین و اجرام آسمانی تابانده میشوند. مادون قرمز در طیف الكترومغناطیسی دارای محدوده طول موجی بین 0.78 تا 1000 میكرو متر است. تنها با مطالعه این تشعشعات است كه میتوانیم اجرام آسمانی را تشخیص و تمیز دهیم و تصویری كامل از چگونگی ایجاد جهان و تغییرات آن بدست آوریم. در سال 1800 سر ویلیام هرشل یك نمونه نامرئی از تشعشعات را كشف كرد كه این نمونه دقیقا زیر بخش قرمز طیف مرئی قرار داشت. او این شكل از تشعشعات را مادون قرمز نامید.

سیر تحولی و رشد

Greathouse و همكارانش طی مطالعه‌ای تاثیر لیزر مادون قرمز را به انتقال عصبی ، عصب رادیال بررسی كردند. زمان تاخیر ، دامنه پتانسیل عمل و دما ، متغیرهای مورد آزمایش مشاهده نشد.Lynn Snyder و همكارانش اثر لیزر كم توان هلیوم - نئون را بر زمان تاخیر شاخه حسی عصب رادیال در دو گروه لیزر و پلاسبو بررسی نمودند و مشاهده كردند كه در گروه لیزر ، افزایش معنی دارا در زمان تاخیر حسی پس از بكارگیری لیزر ایجاد گردیده است.

Bas Ford و همكارانش طی مطالعه‌ای اثر لیزر كم توان هلیوم - نئون را بر شاخه حسی اعصاب رادیال و مدین بررسی كردند. هیچ اختلاف معنی داری در دامنه پتانسیل عمل ، زمان تاخیر و دما ساعد بعد از بكارگیری لیزر مشاهده نشد.Baxter و همكارانش افزایش معنی دار در زمان تاخیر عصب مدین بعد از بكارگیری لیزر گرارش كردند. Low و همكارانش كاهش دما را به دنبال تابش لیزر كم توان مادون قرمز دیدند.

نتایج اشعه مادون قرمز

گرمایی كه ما از خورشید یا از یك محیط گرم احساس میكنیم، همان تشعشعات مادون قرمز یا به عبارتی انرژی گرمایی است. حتی اجسامی ‌كه فكر میكنیم خیلی سرد هستند، نیز از خود انرژی گرمایی منتشر میسازند (یخ و بدن انسان). سنجش و ارزیابی انرژی مادون قرمز ساطع شده از اجرام نجومی ‌به علت اینكه بیشترین جذب را در اتمسفر زمین دارند مشكل است. بنابراین بیشتر ستاره شناسان برای مطالعه انتشار گرما از این اجرام از تلسكوپهای فضایی استفاده میكنند.

مادون قرمز در نجوم

تلسكوپها و آشكارسازهایی كه توسط ستاره شناسان مورد استفاده قرار میگیرند نیز از خودشان انرژی گرمایی منتشر میسازند. بنابراین برای به حداقل رساندن این تاثیرات نامطلوب و برای اینكه بتوان حتی تشعشعات ضعیف آسمانی را هم آشكار ساخت، اخترشناسان معمولا تلسكوپها و تجهیزات خود را به درجه حرارتی نزدیك به 450?F ، یعنی درجه حرارتی حدود صفر مطلق ، میرسانند. مثلا در یك ناحیه پرستاره ، نقاطی كه توسط نور مرئی قابل رویت نیستند، با استفاده از تشعشعات مادون قرمز بخوبی نشان داده میشود. همچنین مادون قرمز میتواند چند كانون داغ و متراكم را همره با ابرهایی از گاز و غبار نشان دهد. این كانونها شامل مناطق پرستاره‌ای هستند كه در واقع میتوان آنها را محل تولد ستاره‌ای جدید دانست. با وجود این ابرها ، رویت ستاره‌های جدید با استفاده از نور مرئی به سختی امكانپذیر است.

اما انتشار گرما باعث آشكار شدن آنها در تصاویر مادون قرمز میشود. اختر شناسان با استفاده از طول موجهای بلند مادون قرمز میتوانند به مطالعه توزیع غبار در مراكزی كه محل شكل گیری ستاره‌ها هستند، بپردازند. با استفاده از طول موجهای كوتاه میتوان شكافی در میان گازها و غبارهای تیره و تاریك ایجاد كرد تا بتوان نحوه شكل گیری ستاره‌های جدید را مورد مطالعه قرار داد. فضای بین ستاره‌ای در كهكشان راه شیری ما نیز از توده‌های عظیم گاز و غبار تشكیل شده است. این فضاهای بین ستاره‌ای یا از انفجارهای شدید نواخترها ناشی شده‌اند و یا از متلاشی شدن تدریجی لایه‌های خارجی ستاره‌هایی جدید از آن شكل میگیرند. ابرهای بین ستاره‌ای كه حاوی گاز و غبار هستند، در طول موجهای بلند مادون قرمز خیلی بهتر آشكار میشوند (100 برابر بیشتر از نور مرئی).

اخترشناسان برای دیدن ستاره‌های جدید كه توسط این ابرها احاطه شده‌اند، معمولا از طول موجهای كوتاه مادون قرمز برای نفوذ در ابرهای تاریك استفاده میكنند. اخترشناسان با استفاده از اطلاعات بدست آمده از ماهوارهای نجومی ‌مجهز به مادون قرمز صفحات دیسك مانندی از غبار را كشف كردند كه اطراف ستاره‌ها را احاطه كرده‌اند. این صفحات احتمالا حاوی مواد خامی ‌هستند كه تشكیل دهنده منظومه‌های شمسی هستند. وجود آنها خود گویای این است كه سیاره‌ها در حال گردش حول ستاره‌ها هستند.

مادون قرمز در پزشكی

اگر نگاه دقیق و علمی ‌به یك طیف الكترومغناطیسی بیندازیم، میبینیم كه از یك طرف طیف تا سوی دیگر آن ، انواع تشعشعات و پرتوها بر اساس طول موج و فركانس‌های مختلف قرار دارند، از آن جمله میتوان به تشعشعات گاما ، اشعه ایكس ، ماورای بنفش ، نور مرئی ، مادون قرمز و امواج رادیویی اشاره كرد. هر كدام از این پرتوها و تشعشعات همگام با پیشرفت بشر ، به نوبه خود چالش‌هایی را در زمینه‌های علمی ‌پدید آورده‌اند كه در اینجا علاوه بر كاربرد مادون قرمز در شاخه ستاره شناسی ، اشاره‌ای به كارآیی چشمگیری این پرتو در رشته پزشكی خواهیم داشت.

كاربرد درمانی مادون قرمز

بكار بردن گرما یكی از متداولترین روشهای درمان فیزیكی است. از موارد استعمال درمانی مادون قرمز موارد زیر را میتوان ذكر كرد.

تسكین درد

با وجود حرارت ملایم ، كاهش درد به احتمال زیاد بواسطه اثر تسكینی بر روی پایانه‌های عصبی ، حسی ، سطحی است. همچنین به علت بالا رفتن جریان خون و متعاقب آن متفرق ساختن متابولیتها و مواد دردزای تجمع در بافتها ، درد كاهش مییابد.

استراحت ماهیچه

تابش این اشعه راه مناسبی برای درمان اسپاسم و دستیابی به استراحت عضلانی میباشد.

افزایش خون رسانی

در درمان زخمهای سطحی و عفونتهای پوستی ، برای اینكه فرآیند ترمیم به خوبی انجام گیرد، باید به مقدار كافی خون به ناحیه مورد نظر برسد و در صورت وجود عفونت نیز افزایش گردش خون سبب افزایش تعداد گلبولهای سفید و كمك به نابودی باكتریها میكند. از این پرتو میتوان برای درمان مفصل آرتوریتی و ضایعات التهابی نیز استفاده كرد.

كاربرد تشخیصی مادون قرمز

از مهمترین كابردهای تشخیصی آن میتوان توموگرافی را نام برد. اصطلاح ترموگرافی به عمل ثبت و تفسیر تغییراتی كه در درجه حرارت سطح پوست بدن رخ میدهد، اطلاق میشود. تصویر حاصل از این روش كه توموگرام نامیده میشود، بخش الگوی حرارتی سطح بدن را نشان میدهد. در توموگرافی ، آشكار ساز ، تشعشع حرارتی دریافت شده توسط دوربین را به یك سیگنال الكترونیكی تبدیل میكند و سپس آن را علاوه بر تقویت بیشتر ، پردازش میكند تا اینكه یك صفحه كاتودیك مثل مونیتور تلویزیون آشكار شود.

تصاویر بدست آمده به صورت سایه‌های خاكستری رنگ میباشند، بدین معنی كه سطوح سردتر به صورت سایه‌های خاكستری روشن دیده میشوند و در نوع رنگی آن نیز نواحی گرم ، رنگ قرمز و نواحی سرد ، رنگ روشن خواهند داشت. درجه حرارت پوست بدن در نتیجه فرآیندهای فیزیكی ، فیزیولوژیك طبیعی یا بیماری تغییر میكند. از این خاصیت تغییر گرمایی در عضوی خاص یا در سطح بدن برای آشكارسازی یك بیماری استفاده میشود كه مهمترین آنها به قرار زیر است.

- بیماری پستان : وسیع ترین جنبه كاربردی توموگرافی در آشكار سازی سرطانهای پستانی است.

زیرا روشی كاملا مطمئن و بدون آزار است.

از پرتوهای یونیزان استفاده نمیشود.

روشی كاملا سریع ، راحت و ارزان است.

به دلیل بی ضرر بودن از قابلیت تكراری بسیار زیادی برخوردار است.

كاربرد ترموگرافی در مامائی

چون جفت از فعالیت بیولوژیكی زیادی برخوردار است. درجه حرارت حاصله در این محل بطور قابل ملاحظه‌ای از بافتهای اطراف بیشتر است. پس میتوان از توموگرافی برای تعیین محل جفت استفاده كرد.

ضررهای مادون قرمز

از طرف دیگر خطرهایی نیز در استفاده از مادون قرمز وجود دارد كه میتوان به سوختگی الكتریكی (در اثر اتصال بدن به مدارات الكتریكی دستگاه) سر درد ، تولید ضعیف در بیمار و آسیب به چشمها در اثر تابش مستقیم پرتو اشاره كرد.

منبع : دانشنامه رشد

 

  نقل  از  http://www.hupaa.com


طبقه بندی: بانک اطلاعات الکترومغناطیس، 
ارسال توسط صادق بابائی
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
Buy Websites For Sale - Sell Domains